پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۴

مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل

همه دانند که الجنس الی الجنس یمیل

آن خط سبز و لب لعل کزان سیری نیست

سبزی خوان خلیل است و نمکدان خلیل

مینماید رخت افروخته تر از سر زلف

چون چراغی که در او نور فزاید ز فتیل

روشن است از مه ما خانقه امشب صوفی

شمع بنشان به کناری و رها کن قندیل

دیده نیره اگر گرد رهت سازد کحل

خاک پای تو مرا دیده شود از دو سه میل

نیل مصرست در چشم من و تو یوسف مصر

به نظاره خدا را بنشین بر لب نیل

می کنند بی تو شکیبائی یعقوب کمال

که جمیلی تو و صبر از تو بود صبر جمیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۶گر چشم شوخ نست به عاشق کشی مثل
  2. شمارهٔ ۶۷۷لاف رندی مزن ای زاهد پاکیزه خصال
  3. شمارهٔ ۶۷۸مرا سرگشته میدارد خیال زهد بی حاصل
  4. شمارهٔ ۶۷۹مرا گویند عاشق گرد و بیدل
  5. شمارهٔ ۶۸۰نیست جز درد سری زین دل غمگین حاصل
  6. شمارهٔ ۶۸۱نیست کس را به حسن روی تو قیل
  7. شمارهٔ ۶۸۲آن دهان را بدو لب قند مکرر گفتم
  8. شمارهٔ ۶۸۳از لب او تاخیری بافتیم
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.