پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۶

نارگی می جنبدم در تن چو چنگ

باشه آهنگم بمیهای چو زنگ

زاهدا رزق از ازل بنهاده اند

بر کف ما جام و در دست تو سنگ

نیست ما را در میان مال پدر

با منت جان برادر چیست جنگ

سلسبیل ما و حور اینک بنقد

ساقی گلبو شراب لاله رنگ

ساقیا می ده که شاهد رخ نمود

موسم گل شد چه فرمائی درنگ

چون دهان و زلف او بی عکس جام

هسته بر مستان جهان تاریک و تنگ

می به آواز پریشم خور کمال

مطربی گر آیدت روزی به چنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۸ای رایت جمال تو نقش نگین دل
  2. شمارهٔ ۶۶۹ای ورق گل بهشت از رخ نازکت خجل
  3. شمارهٔ ۶۷۰به زلف و خال تو کردی خون خویش سبیل
  4. شمارهٔ ۶۷۱بی تو مرا خواب و خیال وصال
  5. شمارهٔ ۶۷۲پری به حسن و لطافت نداشت با همه حال
  6. شمارهٔ ۶۷۳زاهد شهرم ز رندی می کند هر دم سؤال
  7. شمارهٔ ۶۷۴مرو مایل به قد تست چه حاجت به دلیل
  8. شمارهٔ ۶۷۵عشق حرفی ست که دال است بر آیات کمال
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.