پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۹

ز ابرویت به محراب نیازم

سر زلفت برد عقل نمازم

نظر کج بأختی گفتی به آن زلف

دو رخ دارد چگونه کج نبازم

سر زلفت مرا عمر دراز است

خداوندا بده عمر درازم

کمال از بندگان ماست کوئی

بدین اقبال دایم سرفرازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۱ساقی بیار شیشه می تا به هم خوریم
  2. شمارهٔ ۷۴۲سالها شد که در تک و پوییم
  3. شمارهٔ ۷۴۳سحر خروش کنان بر درت گذر کردیم
  4. شمارهٔ ۷۴۴سر بر در توأم بنگر سربلندیم
  5. شمارهٔ ۷۴۵سر زلف تو کرد آخر به سودایی گرفتارم
  6. شمارهٔ ۷۴۶سر که بر پای تو بنهادم از آن بردارم
  7. شمارهٔ ۷۴۷شاه مرغانم سوی تخت سلیمان می پرم
  8. شمارهٔ ۷۴۸شب که ز حسرت رخت چشم به ماه کرده ام
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.