پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند
  2. شمارهٔ ۳۰۲ فردا که دوست کشته خود را ندا کند
  3. شمارهٔ ۳۰۳ حادی که بهر ناقه سلمی حدا کند
  4. شمارهٔ ۳۰۴ جان از آن لب‌ها حکایت می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۰۵ آن مه به جانب سفر آهنگ می‌کند
  6. شمارهٔ ۳۰۶ دل به چنگ غمت آهنگ سرودی نکند
  7. شمارهٔ ۳۰۷ لعل لبت به لطف حکایت نمی‌کند
  8. شمارهٔ ۳۰۸ پاکبازان همه نظاره آن روی کنند
  9. شمارهٔ ۳۰۹ خاک کویش را پس از کشتن به خونم گل کنید
  10. شمارهٔ ۳۱۰ شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمد
  11. شمارهٔ ۳۱۱ لله الحمد که آن مه ز سفر باز آمد
  12. شمارهٔ ۳۱۲ رخ خود به خون نگارم که نگار من نیامد
  13. شمارهٔ ۳۱۳ یارب چه شد امروز که آن ماه نیامد
  14. شمارهٔ ۳۱۴ چو در شبگون لباس آن مه به گشت شب برون آید
  15. شمارهٔ ۳۱۵ مرا بر هر زمین از دیده اشک لاله گون آید
  16. شمارهٔ ۳۱۶ از بس که چشم دارم کان مه ز در درآید
  17. شمارهٔ ۳۱۷ چو ترکش بسته از راه آن سوار نازنین آید
  18. شمارهٔ ۳۱۸ گر از پیراهنت بویی به طرف گلستان آید
  19. شمارهٔ ۳۱۹ هر آه جگرسوز که از سینه برآید
  20. شمارهٔ ۳۲۰ ز خاکم چو خونین گیایی برآید
  21. شمارهٔ ۳۲۱ چو محمل بسته بر عزم سفر جانان برون آید
  22. شمارهٔ ۳۲۲ به چنگ غم دلم از ناله تنگ می‌آید
  23. شمارهٔ ۳۲۳ به سینه گر نه غمت دمبدم فرود آید
  24. شمارهٔ ۳۲۴ چه شد یارب که آن سرو خرامان دیر می آید
  25. شمارهٔ ۳۲۵ در آن کو می روم هر لحظه باشد یار پیش آید
  26. شمارهٔ ۳۲۶ دی دولتم مساعد و اقبال بنده بود
  27. شمارهٔ ۳۲۷ دی که بود آن کافر سرکش که ترکش بسته بود
  28. شمارهٔ ۳۲۸ دوش چشم من به خواب و بخت من بیدار بود
  29. شمارهٔ ۳۲۹ تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود
  30. شمارهٔ ۳۳۰ گر نماند آن غنچه لب با من چنان خندان که بود
  31. شمارهٔ ۳۳۱ دوش در بزم گدا شاه فرو آمده بود
  32. شمارهٔ ۳۳۲ دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
  33. شمارهٔ ۳۳۳ رفتم به باغ و سرو خرامان من نبود
  34. شمارهٔ ۳۳۴ هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بود
  35. شمارهٔ ۳۳۵ هر شبم در سر خیال آن لب میگون بود
  36. شمارهٔ ۳۳۶ مرا به کوی تو خواهم که خانه‌ای باشد
  37. شمارهٔ ۳۳۷ خوش آنکه وصال تو میسر شده باشد
  38. شمارهٔ ۳۳۸ ساقی بیا که میکده را فتح باب شد
  39. شمارهٔ ۳۳۹ چون برید از تن رگ جان آه دل آهسته شد
  40. شمارهٔ ۳۴۰ دل با خیال آن لب میگون ز دست شد
  41. شمارهٔ ۳۴۱ ز طاق ابروی تو پشت طاقتم خم شد
  42. شمارهٔ ۳۴۲ تا دامن آن تازه گل از دست برون شد
  43. شمارهٔ ۳۴۳ ساقیا اطراف باغ از سبزه تر تازه شد
  44. شمارهٔ ۳۴۴ تا دلم را پا در آن کو بسته شد
  45. شمارهٔ ۳۴۵ باز خون دلم از دیده روان خواهد شد
  46. شمارهٔ ۳۴۶ کدام سر که درین آستانه خاک نشد
  47. شمارهٔ ۳۴۷ چو لب به کوزه نهی کوزه نبات شود
  48. شمارهٔ ۳۴۸ به عزم گشت چو آن نازنین سوار شود
  49. شمارهٔ ۳۴۹ مهر جمالش از دل دیوانه کی شود
  50. شمارهٔ ۳۵۰ زان پیشتر که میکده از ما تهی شود
  51. شمارهٔ ۳۵۱ هیچ گه بینم که آن مه مهربان من شود
  52. شمارهٔ ۳۵۲ جرمی که رخت ما به حریم فنا کشد
  53. شمارهٔ ۳۵۳ طبع مردم سوی خوبان وفاکیش کشد
  54. شمارهٔ ۳۵۴ گرنه یار از زلف برقع پیش روی خود کشد
  55. شمارهٔ ۳۵۵ بازم کمند شوق به سوی تو می‌کشد
  56. شمارهٔ ۳۵۶ رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید
  57. شمارهٔ ۳۵۷ خطت قوت ازان لعل خندان کشید
  58. شمارهٔ ۳۵۸ شب دل سوخته آهی ز سر درد کشید
  59. شمارهٔ ۳۵۹ دردا که عشق یار به دیوانگی کشید
  60. شمارهٔ ۳۶۰ هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید

متن اشعار به نقل از گنجور.