پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

به سینه گر نه غمت دمبدم فرود آید

دلم به غمکده سینه کم فرود آید

گریخت صبر دو اسپه ز هجر تو مشکل

که نارسیده به ملک عدم فرود آید

چو کعبه گر همه کس را بود به کوی تو راه

هزار قافله بر روی هم فرود آید

ملک ز ناله من بس که بر فلک گرید

چو ابر ترسم ازین بام نم فرود آید

چه سود راحتم از دست دیگران آن به

که بر سرم ز تو تیغ ستم فرود آید

ز ابر عشق تو باران و قطره بر دل من

خدنگ محنت و باران غم فرود آید

حدیث خط و لبت گر رقم زند جامی

زلال خضر ز نوک قلم فرود آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵در آن کو می روم هر لحظه باشد یار پیش آید
  2. شمارهٔ ۳۲۶دی دولتم مساعد و اقبال بنده بود
  3. شمارهٔ ۳۲۷دی که بود آن کافر سرکش که ترکش بسته بود
  4. شمارهٔ ۳۲۸دوش چشم من به خواب و بخت من بیدار بود
  5. شمارهٔ ۳۲۹تا کی از هجر تو با غم همنشین خواهیم بود
  6. شمارهٔ ۳۳۰گر نماند آن غنچه لب با من چنان خندان که بود
  7. شمارهٔ ۳۳۱دوش در بزم گدا شاه فرو آمده بود
  8. شمارهٔ ۳۳۲دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.