پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید

خطت ز سنبل تر بر سمن نقاب کشید

مصور ازل ابروی دلگشای تو خواست

ز مشک ناب هلالی بر آفتاب کشید

سگ تو خواست برای قلاده عقد گهر

به رشته مژه چشمم در خوشاب کشید

پلاس میکده زاهد ز دلق پشمین ساخت

بساط زرق به پای خم شراب کشید

شبی خیال تو دامن کشان ز ما نگذشت

کزین دو دیده نه دامن به خون ناب کشید

ز خواب ناز چو بگشاد دیده نرگس مست

چه نازها که ازان چشم نیم خواب کشید

ز درد هجر عذابی ست ناله رحمی کن

که در فراق تو جامی بسی عذاب کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸شب دل سوخته آهی ز سر درد کشید
  2. شمارهٔ ۳۵۹دردا که عشق یار به دیوانگی کشید
  3. شمارهٔ ۳۶۰هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید
  4. شمارهٔ ۳۶۱به گلگشت بهار این خاطر ناشاد نگشاید
  5. شمارهٔ ۳۶۲ماه من تا کمر از موی میان نگشاید
  6. شمارهٔ ۳۶۳بر من از خوی تو هر چند که بی داد رود
  7. شمارهٔ ۳۶۴نشکسته دلی ز هجر کی از دیده خون رود
  8. شمارهٔ ۳۶۵آنچه از آتش غم با دل غمناک رود
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.