پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

طبع مردم سوی خوبان وفاکیش کشد

خاطر من به بتان ستم اندیش کشد

هر که را سرکشی و شوخی و بدخویی بیش

خون گرفته دل من جانب او بیش کشد

می کشم تحفه جان پیش چنان سنگدلی

که به قتلم ز همه تیغ جفا پیش کشد

محرم خلوت وصلند همه محتشمان

محنت هجر همین عاشق درویش کشد

مرهمی بخش ز پیکان جگر ریش مرا

تا کی از دست طبیبان الم نیش کشد

زخم پیکان تو برد از دل من رنج فراق

ای خوش آن نیش که آزردگی از ریش کشد

جامی از آتش دل نعل سم رخش تو تافت

تا ز سر داغ وفایت به رخ خویش کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵بازم کمند شوق به سوی تو می‌کشد
  2. شمارهٔ ۳۵۶رخت ز غالیه خط گرد آفتاب کشید
  3. شمارهٔ ۳۵۷خطت قوت ازان لعل خندان کشید
  4. شمارهٔ ۳۵۸شب دل سوخته آهی ز سر درد کشید
  5. شمارهٔ ۳۵۹دردا که عشق یار به دیوانگی کشید
  6. شمارهٔ ۳۶۰هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید
  7. شمارهٔ ۳۶۱به گلگشت بهار این خاطر ناشاد نگشاید
  8. شمارهٔ ۳۶۲ماه من تا کمر از موی میان نگشاید
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.