پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ آمد رمضان و در میخانه ببستند
  2. شمارهٔ ۴۲۲ عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و درد
  3. شمارهٔ ۴۲۳ چه برخیزد از این سودا کزو دایم شرر خیزد
  4. شمارهٔ ۴۲۴ دوست بیدوست بگلشن بتماشا نرود
  5. شمارهٔ ۴۲۵ اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند
  6. شمارهٔ ۴۲۶ روزی که آن پری ز نظرها نهان شود
  7. شمارهٔ ۴۲۷ آزار اگر از یار است آزار نباشد
  8. شمارهٔ ۴۲۸ خیمه را لیلی چو بالا می‌کند
  9. شمارهٔ ۴۲۹ ساقیا باده که ایام طرب می‌آید
  10. شمارهٔ ۴۳۰ صحبتی از جان مگر در پیش جانان گفته‌اند
  11. شمارهٔ ۴۳۱ از که نالم که چنین یا که چنان با ما کرد
  12. شمارهٔ ۴۳۲ سفری چون سفر عشق خطرناک نبود
  13. شمارهٔ ۴۳۳ عشق تا حلقه سحر بر در دل‌ها می‌زد
  14. شمارهٔ ۴۳۴ دل که چندی از علایق رسته بود
  15. شمارهٔ ۴۳۵ این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند
  16. شمارهٔ ۴۳۶ در ساغر اگر بادهٔ گلنار بخندد
  17. شمارهٔ ۴۳۷ آن مست که در میکده مستانه بگرید
  18. شمارهٔ ۴۳۸ آتشی میلی به بالا می‌کند
  19. شمارهٔ ۴۳۹ دو جهان در نظر پاک یکی می‌آید
  20. شمارهٔ ۴۴۰ دوشم بدر خیمه لیلی گذر افتاد
  21. شمارهٔ ۴۴۱ دلم جز دوست منظوری ندارد
  22. شمارهٔ ۴۴۲ خضر گر خوش زندگانی می‌کند
  23. شمارهٔ ۴۴۳ حال دل گشته دگرگون یا رب این سودا چه بود
  24. شمارهٔ ۴۴۴ زهر کناره بیغمای گل چه میکوشند
  25. شمارهٔ ۴۴۵ بی تو ای قوت روان دل را قوت نبود
  26. شمارهٔ ۴۴۶ چنان پیش رخت مهر منیر از تاب می‌افتد
  27. شمارهٔ ۴۴۷ دوش بی لعل تو صد ره بلبم جان آمد
  28. شمارهٔ ۴۴۸ شوخ چشمان دلی چو بخراشند
  29. شمارهٔ ۴۴۹ بتان که دشمن دین از کرشمه و نازند
  30. شمارهٔ ۴۵۰ ساقی امشب ز رخت نور دگر می‌تابد
  31. شمارهٔ ۴۵۱ طایف کعبه گر شبی بر حرم تو بگذرد
  32. شمارهٔ ۴۵۲ آزادگان به قید تعلق کم اوفتند
  33. شمارهٔ ۴۵۳ دوستان زود از این شهر کناری گیرید
  34. شمارهٔ ۴۵۴ شاهدان گیسو چلیپا می‌کنند
  35. شمارهٔ ۴۵۵ زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند
  36. شمارهٔ ۴۵۶ تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود
  37. شمارهٔ ۴۵۷ خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
  38. شمارهٔ ۴۵۸ زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
  39. شمارهٔ ۴۵۹ آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
  40. شمارهٔ ۴۶۰ معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند
  41. شمارهٔ ۴۶۱ مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد
  42. شمارهٔ ۴۶۲ یار با ما در انجمن باشد
  43. شمارهٔ ۴۶۳ ز باغ وصل تو بوی فراق می‌آید
  44. شمارهٔ ۴۶۴ رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد
  45. شمارهٔ ۴۶۵ قضای عشرت ماه صیام باید کرد
  46. شمارهٔ ۴۶۶ دلی زینش مژه گر جراحتی دارد
  47. شمارهٔ ۴۶۷ مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد
  48. شمارهٔ ۴۶۸ عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد
  49. شمارهٔ ۴۶۹ گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند
  50. شمارهٔ ۴۷۰ گرجان نبود زنده بجانانه توان بود
  51. شمارهٔ ۴۷۱ تا مهم از خانه سر بر می‌زند
  52. شمارهٔ ۴۷۲ وه که بیدار دلان خواب از افسانه شدند
  53. شمارهٔ ۴۷۳ زاهدان بی‌حد خلل در کار مستان می‌کنند
  54. شمارهٔ ۴۷۴ بی رقیبت شبی ار وصل میسر گردد
  55. شمارهٔ ۴۷۵ آتشین مرغ دلم چون به سخن می‌آید
  56. شمارهٔ ۴۷۶ شیخ زدین شه زاحتشام بنازد
  57. شمارهٔ ۴۷۷ زلیلی حسن کس افزون ندارد
  58. شمارهٔ ۴۷۸ گر اهل عقل کار به تدبیر بسته‌اند
  59. شمارهٔ ۴۷۹ این دیده باشی هندویی کز مهر و مه بستر کند
  60. شمارهٔ ۴۸۰ پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید

متن اشعار به نقل از گنجور.