پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

دوستان زود از این شهر کناری گیرید

غیر شیراز ره شهر و دیاری گیرید

جز زیان سود که دیده است زکار دوران

گر توانید از این به سر و کاری گیرید

وقت آنست که در کشف حقیقت در شهر

همچو منصور مکان بر سر داری گیرید

بر در میکده گیرید مکان شب همه شب

باده هر صبح پی دفع خماری گیرید

زین شب و روز بجز فتنه نزاید خیزید

غیر از این روز و شبان لیل و نهاری گیرید

نیست در مرکز آفاق بجز رنج و ملال

از ولای علی و آل حصاری گیرید

نغمه زیر و بم مطرب دوران بنهید

چون نی از سوز درون ناله زاری گیرید

ای بسا پرده عصیان که بود حاجب جان

از پی سوختن پرده شراری گیرید

گلشنی را که خزان هست گذارند بخاک

بی خزان طرف گلستان و بهاری گیرید

چهره شاهد غیبی ننماید در خاک

تا توانید از آئینه غباری گیرید

پشت آشفته دو تا آمده از بار گناه

رحمی از دوش وی ای قافله باری گیرید

شهر شیراز شد از زلزله بی صبر و سکون

تا که در خاک نجف بلکه قراری گیرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۵۶تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود
  3. شمارهٔ ۴۵۷خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
  4. شمارهٔ ۴۵۸زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
  5. شمارهٔ ۴۵۹آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
  6. شمارهٔ ۴۶۰معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند
  7. شمارهٔ ۴۶۱مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد
  8. شمارهٔ ۴۶۲یار با ما در انجمن باشد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.