پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند

رم ز زخم نیش او پیوسته کژدم می‌کند

گر نه‌ای ضحاک جادو ای لب شیرین چرا

مار زلفت رخنه‌ها در مغز مردم می‌کند

غنچه گر شب تنگدل باشد چو باد آرد پیام

صبحدم از مژده وصلت تبسم می‌کند

رحم در دور تو زان چشم سیه جستن خطاست

کافر خونخواره کی بر کس ترحم می‌کند

گفتم ای دل حال خالش چیست بر آن چهره گفت

هندویی دیدم که در جنت تنعم می‌کند

هر کرا در دل خلیده خار عشق گلرخان

کی کجا او یاد از سنجاب و قاقُم می‌کند

ای منجم زآسمان و انجمت دیگر مناز

دیده هرشب دامن من پر ز انجم می‌کند

چشم مستش راه هوشیاران مجلس می‌زند

زلف او سررشته عقل و خرد گم می‌کند

کشتی از گرداب نافش بگذراند نوح عقل

موج حسنش در کنار از بس تلاطم می‌کند

شمع رخسار تو بی‌پرده اگر بیند کلیم

کی ز طور و آتش سینا تکلم می‌کند

لاجرم از حکم معزولست عقل خودپسند

اندر آن کشور که عشق او تحکم می‌کند

از دلی کز چنگ زلف دلبری دیده گزند

نغمه مطرب کجا رفع تألم می‌کند

لعل تو نه خاتم انگشت جم بود ای پری

اهرمن تا کی به این خاتم تَخَّتُم می‌کند

حاش لله گر کند آشفته جز مدح علی

مرغ عاشق کی به جز بر گل ترنم می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
  2. شمارهٔ ۴۵۸زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
  3. شمارهٔ ۴۵۹آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
  4. شمارهٔ ۴۶۰معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند
  5. شمارهٔ ۴۶۱مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد
  6. شمارهٔ ۴۶۲یار با ما در انجمن باشد
  7. شمارهٔ ۴۶۳ز باغ وصل تو بوی فراق می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۶۴رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.