پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد

زآن سبب از گل مدام درگله باشد

سلسله جنبان عشق گشت چو لیلی

گفت بمجنون که میر سلسله باشد

چون تو پسر خواهد از خدای دوباره

مریم اگر بر مسیح حامله باشد

ابروی تو چیست پیش صورت زیبا

سورهء نور است و مدِّ بِسمِلَه باشد

چنگ بغلغل که شیخ شهر بخوابست

پنبه چرا در دهان بلبله باشد

تا کِی ،  ای صرصرِ فراقِ عزیزان،

کز تو بعالم مدام زلزله باشد

بدر فلک گرچه خود بحسن تمامی

کی بمه من تو را مقابله باشد

شعله زنان آه من بکوی تو هر شب

هیچ نپرسیدی این چه مشعله باشد

از سرو جان بگذر و برو بر جانان

هستی تو در میانه فاصله باشد

عشق بیاموز ورند باش و قدح نوش

خوشتر ازینت بگو چه مشغله باشد

شیوه آشفته مدح حیدر و آل است

عاشق صادقبعشق یکدله باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳ز باغ وصل تو بوی فراق می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۶۴رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد
  3. شمارهٔ ۴۶۵قضای عشرت ماه صیام باید کرد
  4. شمارهٔ ۴۶۶دلی زینش مژه گر جراحتی دارد
  5. شمارهٔ ۴۶۷مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد
  6. شمارهٔ ۴۶۸عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد
  7. شمارهٔ ۴۶۹گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند
  8. شمارهٔ ۴۷۰گرجان نبود زنده بجانانه توان بود
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.