پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد

از نوا راست عرب را به عجم می‌بندد

نه خود از خویش نوا سنجد و نه نغمه ز ساز

از مسبب بود ار کس به سبب می‌بندد

باغبان بینی و نخلی که رطب بار آرد

که بود آنکه حلاوت بر طب می‌بندد

عارفان مست از آن نشئه‌فروش ازلی

زاهد ار مایه مستی به عنب می‌بندد

زآن قصب پوش همه چابکی این جلوه‌گر است

نه از آنست که این تار قصب می‌بندد

قوت نامیه از شاخ شکوفه آرد

که بود کاین حرکت را به حَطَب می‌بندد

زدیش نقش عجب مانی نقش به ناز

کیست کاز اصل خود این نقش عجب می‌بندد

تاری و روشنی از زلف و بناگوش تو بود

غلط آشفته که بر روز و به شب می‌بندد

فخر آشفته بود بندگی خسرو طوس

هرکه خود را به حسب یا به نسب می‌بندد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند
  2. شمارهٔ ۴۷۰گرجان نبود زنده بجانانه توان بود
  3. شمارهٔ ۴۷۱تا مهم از خانه سر بر می‌زند
  4. شمارهٔ ۴۷۲وه که بیدار دلان خواب از افسانه شدند
  5. شمارهٔ ۴۷۳زاهدان بی‌حد خلل در کار مستان می‌کنند
  6. شمارهٔ ۴۷۴بی رقیبت شبی ار وصل میسر گردد
  7. شمارهٔ ۴۷۵آتشین مرغ دلم چون به سخن می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۷۶شیخ زدین شه زاحتشام بنازد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.