پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

شیخ زدین شه زاحتشام بنازد

عاشق درویش از کدام بنازد

مور ضعیف و شکستگی است نهادش

گرچه سلیمان زاحتشام بنازد

رند سحرخیز را زآه سپاه است

میر سپهبد گر از نظام بنازد

من بت جان بخش برده در حرم دل

برهمن ار از بت رخام بنازد

دولت باقی عشق باد سلامت

گر کسی از مال بی دوام بنازد

مژده قتل ارچه از زبان رقیب است

عاشق مشتاق از آن پیام بنازد

همت پیر مغان خم است مرا جام

این همه جمشید اگر زجام بنازد

رند خرابات هم زننگ نترسد

شیخ نکوکار اگر زنام بنازد

یوسف ما عشق و مصر اوست دل زار

بانوی مصری گر از غلام بنازد

نازش آشفته از مدیح علی بود

نه زر زروسیم چون لئام بنازد

گر همه نازند از امیر و وزیری

شیعه صادق همه از امام بنازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸گر اهل عقل کار به تدبیر بسته‌اند
  2. شمارهٔ ۴۷۹این دیده باشی هندویی کز مهر و مه بستر کند
  3. شمارهٔ ۴۸۰پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید
  4. شمارهٔ ۴۸۱باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
  5. شمارهٔ ۴۸۲دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
  6. شمارهٔ ۴۸۳مگر که شهر دگر باز در نظر دارد
  7. شمارهٔ ۴۸۴دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گردد
  8. شمارهٔ ۴۸۵عاشق آنست که در هجر شکیبا نشود
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.