پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۸

گر اهل عقل کار به تدبیر بسته‌اند

دیوانگان مدار به تقدیر بسته‌اند

بر کف نهاده ما سر تسلیم پیش دوست

گر عاقلان قرار به تدبیر بسته‌اند

ما خوانده سر عشق ز رخسار نیکوان

قومی اگر به مصحف و تفسیر بسته‌اند

چندین اثر که گفته حکیمان در آب رز

تا بر شراب عشق چه تأثیر بسته‌اند

ایمان و کفر سبحه و زنار نیست نیست

بر خود عبث عبادت و تکفیر بسته‌اند

همچون که خضر زنده آب بقا بود

جان‌های عاشقان بدم تیر بسته‌اند

چشمان سحر ساز تو از طره رسا

آشفته را به دام و به زنجیر بسته‌اند

ما را نظر به دست خدا مرتضی بود

مردم دل ار چه بر کرم پیر بسته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۰پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید
  2. شمارهٔ ۴۸۱باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
  3. شمارهٔ ۴۸۲دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
  4. شمارهٔ ۴۸۳مگر که شهر دگر باز در نظر دارد
  5. شمارهٔ ۴۸۴دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گردد
  6. شمارهٔ ۴۸۵عاشق آنست که در هجر شکیبا نشود
  7. شمارهٔ ۴۸۶خیزید و به می دفتر پرهیز بشویید
  8. شمارهٔ ۴۸۷روزگاری‌ست که ارباب ریا معتبرند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.