پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۹

این دیده باشی هندویی کز مهر و مه بستر کند

یا جادویی کز مشک تر خورشید در چنبر کند

گیرم تویی خورشید و مه این دو کی از زلف سیه

تاجی ز عنبر برنهد وز مشک تر افسر کند

سروی کی آید از چمن در رقص اندر انجمن

ماهی کجا گوید سخن کی گل قبا در برکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۱باز در پرده دل پرتو دلدار رسید
  2. شمارهٔ ۴۸۲دوش سودای جنونم بسوی صحرا برد
  3. شمارهٔ ۴۸۳مگر که شهر دگر باز در نظر دارد
  4. شمارهٔ ۴۸۴دل دیوانه ز زلفت چو رها می‌گردد
  5. شمارهٔ ۴۸۵عاشق آنست که در هجر شکیبا نشود
  6. شمارهٔ ۴۸۶خیزید و به می دفتر پرهیز بشویید
  7. شمارهٔ ۴۸۷روزگاری‌ست که ارباب ریا معتبرند
  8. شمارهٔ ۴۸۸عزت شمرا ار یار تو را خوار پسندد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.