پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

قضای عشرت ماه صیام باید کرد

شراب سی شبه امشب بجام باید کرد

بریخت خون خم ار زاهدی زتیغ هلال

بحکم شرع از او انتقام باید کرد

تو را چه سود زسی روز و شب قیام و قعود

قعود زآن و بر این یک قیام باید کرد

مدام خشک لب از روزه بودنت تا کی

دوای خشکی لب از مدام باید کرد

هلال عید چو از طرف بام رخ بنمود

چو ماه جلوه بر اطراف بام باید کرد

بود حرام می و میکده است بیت حرام

الا طواف به بیت الحرام باید کرد

کدام میکده میخانه محبت عشق

بکدیه جرعه آن می بجام باید کرد

شدی چو مست از آن باده همچو آشفته

بکوی ساقی کوثر سلام باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد
  2. شمارهٔ ۴۶۸عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد
  3. شمارهٔ ۴۶۹گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند
  4. شمارهٔ ۴۷۰گرجان نبود زنده بجانانه توان بود
  5. شمارهٔ ۴۷۱تا مهم از خانه سر بر می‌زند
  6. شمارهٔ ۴۷۲وه که بیدار دلان خواب از افسانه شدند
  7. شمارهٔ ۴۷۳زاهدان بی‌حد خلل در کار مستان می‌کنند
  8. شمارهٔ ۴۷۴بی رقیبت شبی ار وصل میسر گردد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.