پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

رقیب دعوی عامی بصحن بستان کرد

ولی ببوی گلی خود هزار دستان کرد

گرفت وعده زدشمن بشوق مقدم دوست

هوای گل نظرش وقف خار بستان کرد

زتیز هوشی اهل نظر نداشت خبر

عبث به بیهده یک عمر صرف مهمان کرد

فکند دامی وز اطراف دام دانه بریخت

فتاد باد بدستش زدانه خسران کرد

بکیش اهل طرقت نبود خدعه حلال

مگر بشیوه زهاد و غیر عنوان کرد

فریب نفس مخور گر تو آدمی هشدار

که آنچه کرد بانسان فریب شیطان کرد

بآن طمع که سر زلف تو بچنگ آرد

خیال خام وی آشفته را پریشان کرد

تو را چه کار که تو مدح خوان مولائی

هر آنچه کرد خطا با علی عمران کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶دلی زینش مژه گر جراحتی دارد
  2. شمارهٔ ۴۶۷مطرب این نغمه که بر ساز طرب می‌بندد
  3. شمارهٔ ۴۶۸عید است مطرب را بگو چنگی به مزمر برکشد
  4. شمارهٔ ۴۶۹گلبنان انجمن خاص بیاراسته‌اند
  5. شمارهٔ ۴۷۰گرجان نبود زنده بجانانه توان بود
  6. شمارهٔ ۴۷۱تا مهم از خانه سر بر می‌زند
  7. شمارهٔ ۴۷۲وه که بیدار دلان خواب از افسانه شدند
  8. شمارهٔ ۴۷۳زاهدان بی‌حد خلل در کار مستان می‌کنند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.