پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

آزادگان به قید تعلق کم اوفتند

ور زانکه لغزشی برود محکم اوفتند

شکوه ز نیکوان نتوانم که گفته‌اند

خوبان باوفا به زمانه کم اوفتند

نازم به آن دو لعل نمک‌پاش کز سخن

بر داغ‌های سینه و دل مرهم اوفتند

چون زلف توست شب همه شب در کف رقیب

عشاق را عجب نه اگر در هم اوفتند

خورشید و مه که مشعله‌افروز عالمند

در پیش آفتاب تو چون شبنم اوفتند

یا رب چه نشئه داشت محبت که عاشقان

اندوهناک عشق وی خرم اوفتند

یک جام کرد تعبیه جمشید و خسروان

در سجده تا به حشر به پای خم اوفتند

در پرده عشق نغمه‌سرا گشت و مطربان

اندر گمان نغمه زیر و بم اوفتند

جز قتل نیست شیوه خوبان این دیار

با اینکه این گروه مسیحا دم اوفتند

از روح غافلند نصاری و از قیاس

تا تهمتی نهند پی مریم اوفتند

آشفته کی رها شوی از آن شکنج زلف

دیوانگان به سلسله مستحکم اوفتند

خوش وقت آن گروه که در سایه علی

تا بامداد حشر دل بی‌غم اوفتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴شاهدان گیسو چلیپا می‌کنند
  2. شمارهٔ ۴۵۵زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند
  3. شمارهٔ ۴۵۶تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود
  4. شمارهٔ ۴۵۷خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
  5. شمارهٔ ۴۵۸زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
  6. شمارهٔ ۴۵۹آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
  7. شمارهٔ ۴۶۰معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند
  8. شمارهٔ ۴۶۱مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.