پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

طایف کعبه گر شبی بر حرم تو بگذرد

فسخ کند عزیمت و سر بدر تو بسپرد

وجد و سماع صوفیان نیست عجب زچنگ و نی

عشق چو نغمه ساز شد کوه برقص آورد

بی مه عارضت بتا عاشق دردمند تو

کوکب چند ریزد و چند ستاره بشمرد

گر بمرور میبرد نقش حجر مطر ولی

نقش تو را زلوح دل ریزش اشک نسترد

وه که زعمر بر خورد کشته تیغ نیکوان

خضر بود بلی چو کس زآب حیات برخورد

ایکه عجب همی کنی سیر نبی بر آسمان

طایر آه ما ببین کز سر عرش بگذرد

شیشه پر زمهر دل بود بمهر تو ولی

حیف که اشک پرده در پرده خلق میدرد

گر بنهند سلسله بر سرو پای من جهان

موی توام بجنبشی جانب خویش میبرد

آشفته بند بند من گر ببرند همچو نی

دل زشکنج زلف او رشته مهر کی برد

بگذردش زعرش سر طوف کند برو ملک

بر در حیدر از وفا پای کس ار نبفشرد

هر که کشد بمیکده باده زدست مهوشان

نام بهشت و حور او کی بزبان بیاورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳دوستان زود از این شهر کناری گیرید
  2. شمارهٔ ۴۵۴شاهدان گیسو چلیپا می‌کنند
  3. شمارهٔ ۴۵۵زلفت اصراری که در آزار مردم می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۵۶تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بود
  5. شمارهٔ ۴۵۷خنک آنقوم که در کف می روشن دارند
  6. شمارهٔ ۴۵۸زاهدان را چو بزلف تو سر و کار افتد
  7. شمارهٔ ۴۵۹آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
  8. شمارهٔ ۴۶۰معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.