پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

از که نالم که چنین یا که چنان با ما کرد

نَفسِ خودکامِ هوس‌پیشه مرا رسوا کرد

موج شهوت ز ازل کشتی عشقت بشکست

جست طوفان و مرا غرقهٔ این دریا کرد

عشق پنداشتم و رفتمش از پی با سر

خود هوس بود مرا شیفتهٔ سودا کرد

گاه بر گردنم افکند خم زلف بتی

کش کشان برد سوی دیر و مرا ترسا کرد

گه نمودم خم ابروی که اینت محراب

پیش آن قبلهٔ کج عابد پابرجا کرد

گاهی‌ام کشور دل داد به ترک نگهی

کز درونم به فسون صبر و خرد یغما کرد

خواستم آب حیاتی به لبی داد نشان

جستمش خضر اشارت به خط خضرا کرد

آتش افروخت ز رخسار و مرا هندو ساخت

گاه خورشید عیان کرد و مرا حربا کرد

گاه پیمود شرابم که بخور از کوثر

گاه پیمانه صفت سجده‌گهم مینا کرد

سادهٔ جلوه‌گر آورد که این غلمان است

لولی شنگ بجست و بدل حورا کرد

الغرض عمر گران‌مایه به خیره بگذشت

کارش این بوده به عالم نه به منِ تنها کرد

مگر آشفته تولای علی گیرد دست

ورنه وای از صف محشر که خدا برپا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳عشق تا حلقه سحر بر در دل‌ها می‌زد
  2. شمارهٔ ۴۳۴دل که چندی از علایق رسته بود
  3. شمارهٔ ۴۳۵این قوم که غارتگر عقل و دل و دینند
  4. شمارهٔ ۴۳۶در ساغر اگر بادهٔ گلنار بخندد
  5. شمارهٔ ۴۳۷آن مست که در میکده مستانه بگرید
  6. شمارهٔ ۴۳۸آتشی میلی به بالا می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۳۹دو جهان در نظر پاک یکی می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۴۰دوشم بدر خیمه لیلی گذر افتاد
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.