پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۴

زهر کناره بیغمای گل چه میکوشند

زبلبلان چه عجب گر بباغ بخروشند

کسان که مهر تو در سینه کرده اند نهان

بر آفتاب جهانتاب پرده میپوشند

مگر خدای نه ستار شد چرا زهاد

بهتک پرده صاحبدلان همی کوشند

زهندوان بر آتشکده مقیم مپرس

دو زلف تست که ساکن بر آن بناگوشند

نه تکیه کرده بر ابرو دو چشم ترکانند

که اوفتاده بمحراب مست و مدهوشند

شرار حسن تو از طورعشق تا بر خاست

جهان بر آتش سودا چو دیگ میجوشند

مده تو پند و منه بگذر ای ناصح

عبث مکوش که عشاق پند مینوشند

به تست نسبت عشاق نسبت یعقوب

نه مصریند که یوسف بهیچ بفروشند

گر آفتاب پرستند هندوان خوشباش

که هندوان تو با آفتاب هم دوشند

شوند ساکن میخانه منکران شراب

زجام عشق چو آشفته گر دمی نوشند

بجز ولای علی در جهان نمی ورزند

کسان که صاحب عقل و فراست و هوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۶چنان پیش رخت مهر منیر از تاب می‌افتد
  2. شمارهٔ ۴۴۷دوش بی لعل تو صد ره بلبم جان آمد
  3. شمارهٔ ۴۴۸شوخ چشمان دلی چو بخراشند
  4. شمارهٔ ۴۴۹بتان که دشمن دین از کرشمه و نازند
  5. شمارهٔ ۴۵۰ساقی امشب ز رخت نور دگر می‌تابد
  6. شمارهٔ ۴۵۱طایف کعبه گر شبی بر حرم تو بگذرد
  7. شمارهٔ ۴۵۲آزادگان به قید تعلق کم اوفتند
  8. شمارهٔ ۴۵۳دوستان زود از این شهر کناری گیرید
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.