پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

چه برخیزد از این سودا کزو دایم شرر خیزد

چه سود از این عمل داری کزو دایم ضرر خیزد

هوای نفس بگذار و حدیث عقل را بشنو

که خیر از عقل می‌آید ولی از نفس شر خیزد

بهار طول امل ای دل ز دامان عمل مگسل

چه می‌آید از آن عهدی کزو بوک و مکر خیزد

دگر جانوران از پیشه غیر شیر هم آمد

بنازم نیستان عشق کز وی شیر نر خیزد

اگر نه نار ابراهیم آمد گلشن رویت

چرا اندر میان آتشش گل‌هایْ برخیزد

بیا موسی به کوی عشق وارنی گوی خوش بنشین

چه کوهست اینکه هر شب نخل طورش از کمر خیزد

نشاید خواندنش بستان چه فرقست از بیابانش

چو بید از بوستانی گر درخت بی‌ثمر خیزد

سپر سازند در میدان چو خیزد از کمان پیکان

حذر کن ای دل از تیری که از شست نظر خیزد

جهان دریای پرموج است و رخت ازو به ساحل بر

اگر از قعر این دریا همه لعل و گهر خیزد

بود پیدا که داری آتشی چون شمع پنهانی

از این دودی که آشفته تو را هرشب ز سر خیزد

به دفتر وصف حیدر می‌نویسی و عجب نبود

تو را گر از نی خامه همه قند و شکر خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند
  2. شمارهٔ ۴۲۶روزی که آن پری ز نظرها نهان شود
  3. شمارهٔ ۴۲۷آزار اگر از یار است آزار نباشد
  4. شمارهٔ ۴۲۸خیمه را لیلی چو بالا می‌کند
  5. شمارهٔ ۴۲۹ساقیا باده که ایام طرب می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۳۰صحبتی از جان مگر در پیش جانان گفته‌اند
  7. شمارهٔ ۴۳۱از که نالم که چنین یا که چنان با ما کرد
  8. شمارهٔ ۴۳۲سفری چون سفر عشق خطرناک نبود
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.