پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی

طبیب اصفهانی

غزلیات

۱۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ منزل بسی دور و بپا ما را شکسته خارها
  2. شمارهٔ ۲ درماندگی خود به که گوییم خدا را
  3. شمارهٔ ۳ جا در صف عشاق مده اهل هوس را
  4. شمارهٔ ۴ چو خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را
  5. شمارهٔ ۵ چون از طرف چمن آن سر و سیمین‌بر شود پیدا
  6. شمارهٔ ۶ از هجر بت یگانه ما
  7. شمارهٔ ۷ نیست هرگز به بد و نیک جهان کار مرا
  8. شمارهٔ ۸ دارد به سحر دعا اثرها
  9. شمارهٔ ۹ به همواری تهی کن از غم لیلی‌وَشان دل را
  10. شمارهٔ ۱۰ چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پا را
  11. شمارهٔ ۱۱ مسکینی و غریبی از حدّ، گُذَشْت، ما را
  12. شمارهٔ ۱۲ افزوده غمی چون بغم دیگرم امشب
  13. شمارهٔ ۱۳ ز چَشْمِ خون‌فَشانِ خویش، دارم چشم از آن، امشب
  14. شمارهٔ ۱۴ دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست
  15. شمارهٔ ۱۵ رفته عمر و نیم جانی مانده است
  16. شمارهٔ ۱۶ دلِ غم‌دیده به دنبالِ کسی افتاده‌ست
  17. شمارهٔ ۱۷ از غم لیلی به وادی گرچه مجنون می‌گریست
  18. شمارهٔ ۱۸ ما را دگر ز یار، تَمَنّا نمانده‌است
  19. شمارهٔ ۱۹ گرچه ما را دسترس بر دامنِ آن ماه نیست
  20. شمارهٔ ۲۰ تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است
  21. شمارهٔ ۲۱ دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ست
  22. شمارهٔ ۲۲ عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
  23. شمارهٔ ۲۳ از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است؟
  24. شمارهٔ ۲۴ بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیست
  25. شمارهٔ ۲۵ سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک است
  26. شمارهٔ ۲۶ هر کسی را که چو من دیده خونباری هست
  27. شمارهٔ ۲۷ کاروان عشق را بانگ درای دیگرست
  28. شمارهٔ ۲۸ دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست
  29. شمارهٔ ۲۹ می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست
  30. شمارهٔ ۳۰ هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
  31. شمارهٔ ۳۱ رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
  32. شمارهٔ ۳۲ ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
  33. شمارهٔ ۳۳ چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
  34. شمارهٔ ۳۴ چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  35. شمارهٔ ۳۵ کسی راه غمش را سر نبردست
  36. شمارهٔ ۳۶ در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
  37. شمارهٔ ۳۷ رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست
  38. شمارهٔ ۳۸ چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
  39. شمارهٔ ۳۹ زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
  40. شمارهٔ ۴۰ ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
  41. شمارهٔ ۴۱ به گلشنی که ز رویت نقاب می‌افتد
  42. شمارهٔ ۴۲ از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند
  43. شمارهٔ ۴۳ برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
  44. شمارهٔ ۴۴ صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند
  45. شمارهٔ ۴۵ - نوایی غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
  46. شمارهٔ ۴۶ از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
  47. شمارهٔ ۴۷ عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند
  48. شمارهٔ ۴۸ گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
  49. شمارهٔ ۴۹ روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
  50. شمارهٔ ۵۰ به من از ناز نگاهش نگرید
  51. شمارهٔ ۵۱ آنان که برخسار تو چون من نگرانند
  52. شمارهٔ ۵۲ دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
  53. شمارهٔ ۵۳ از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد
  54. شمارهٔ ۵۴ مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند
  55. شمارهٔ ۵۵ خط بر رخ یار خوش نباشد
  56. شمارهٔ ۵۶ دل سوخت از شتاب و به دلبر نمی‌رسد
  57. شمارهٔ ۵۷ دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
  58. شمارهٔ ۵۸ از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود
  59. شمارهٔ ۵۹ آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  60. شمارهٔ ۶۰ ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟

متن اشعار به نقل از گنجور.