پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

چون از طرف چمن آن سر و سیمین‌بر شود پیدا

ز غوغای تذروان شورش محشر شود پیدا

درین گلشن ازین داغم که نوپرواز مرغان را

رسد عهد گرفتاری چو بال و پر شود پیدا

نمی‌دانم زیان و سود بازار محبت را

همی‌دانم که کالای وفا کمتر شود پیدا

چه حرفست این که می‌آید ز بلبل کار پروانه

ترا چون من کجا یک عاشق دیگر شود پیدا

عجب نبود طبیب ار خنده‌اش بر گریه‌ام آید

که مستان را نشاط از ریزش ساغر شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷نیست هرگز به بد و نیک جهان کار مرا
  2. شمارهٔ ۸دارد به سحر دعا اثرها
  3. شمارهٔ ۹به همواری تهی کن از غم لیلی‌وَشان دل را
  4. شمارهٔ ۱۰چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پا را
  5. شمارهٔ ۱۱مسکینی و غریبی از حدّ، گُذَشْت، ما را
  6. شمارهٔ ۱۲افزوده غمی چون بغم دیگرم امشب
  7. شمارهٔ ۱۳ز چَشْمِ خون‌فَشانِ خویش، دارم چشم از آن، امشب
  8. شمارهٔ ۱۴دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.