پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

ز چَشْمِ خون‌فَشانِ خویش، دارم چشم از آن، امشب

که از اشکم، روان سازد به کویش، کاروان، امشب

مگر در بزمِ ما، آن آتشین‌رخسار می‌آید

که ما را همچو شمع افتاده‌است آتش به جان، امشب

به عَزْمِ رَقْص در مَحْفِل، کمر چون بَسْت می‌گفتم

که یک عاشق نخواهد بُرد جانی از میان، امشب

تپیدن‌هایِ دل از حد گذشت، امّیدِ آن دارم

که تیرِ نازِ او را سینه‌ام گردد نشان، امشب

نباشد فرصتِ حرفی ز جوشِ گریه‌ام ورنه

شکایت‌ها بسی دارم ز بختِ سرگران، امشب

عیان شد زنده‌رودی هر طَرَف از چَشْمِ گریانم

«طبیب» افتاده‌ای دیگر به فکرِ اصفهان، امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵رفته عمر و نیم جانی مانده است
  2. شمارهٔ ۱۶دلِ غم‌دیده به دنبالِ کسی افتاده‌ست
  3. شمارهٔ ۱۷از غم لیلی به وادی گرچه مجنون می‌گریست
  4. شمارهٔ ۱۸ما را دگر ز یار، تَمَنّا نمانده‌است
  5. شمارهٔ ۱۹گرچه ما را دسترس بر دامنِ آن ماه نیست
  6. شمارهٔ ۲۰تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است
  7. شمارهٔ ۲۱دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ست
  8. شمارهٔ ۲۲عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.