پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

رفته عمر و نیم جانی مانده است

واپسی از کاروانی مانده است

در چمن در ره نشانی مانده است

خاربست آشیانی مانده است

میرود تا پر گشاید عندلیب

نه گلی نه گلستانی مانده است

چشمم از حسرت چو واپس ماندگان

در قفای کاروانی مانده است

زانهمه مرغان زرین آشیان

طایری در آشیانی مانده است

مانده داغ رفتگان در دل مرا

آتشی از کاروانی مانده است

کاست چون ماه نوم جسم و هنوز

جبهه ام بر آستانی مانده است

ناتوانی بین که چون شمع سحر

در بساطم نیم جانی مانده است

کشتی ما روزگاری شد طبیب

در محیط بیکرانی مانده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷از غم لیلی به وادی گرچه مجنون می‌گریست
  2. شمارهٔ ۱۸ما را دگر ز یار، تَمَنّا نمانده‌است
  3. شمارهٔ ۱۹گرچه ما را دسترس بر دامنِ آن ماه نیست
  4. شمارهٔ ۲۰تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است
  5. شمارهٔ ۲۱دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ست
  6. شمارهٔ ۲۲عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
  7. شمارهٔ ۲۳از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است؟
  8. شمارهٔ ۲۴بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.