پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

دلِ غم‌دیده به دنبالِ کسی افتاده‌ست

دادخواهی، ز پیِ دادرسی افتاده‌ست

از منِ خسته، خدا را به تَغافُل مگذار

که مرا کار به آخر نفسی افتاده‌ست

حَسْرَتِ مُرغِ اسیری کَشَدَم کز دامی

کرده پرواز و به کُنجِ قَفَسی افتاده‌ست

رفته هوشم ز سر و صبر ز دل، از تو مرا

تا به سر، شوری و در دل، هوسی افتاده‌ست

یار، صد حیف که هم‌صحبتِ غیر است «طبیب»!

گلی، افسوس در آغوشِ خَسْی افتاده‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸ما را دگر ز یار، تَمَنّا نمانده‌است
  2. شمارهٔ ۱۹گرچه ما را دسترس بر دامنِ آن ماه نیست
  3. شمارهٔ ۲۰تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است
  4. شمارهٔ ۲۱دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ست
  5. شمارهٔ ۲۲عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
  6. شمارهٔ ۲۳از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است؟
  7. شمارهٔ ۲۴بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیست
  8. شمارهٔ ۲۵سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.