پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

از غم لیلی به وادی گرچه مجنون می‌گریست

گر رموز عشق دانی لیلی افزون می‌گریست

رفته در محفل سخن از آتشین‌رویی که دوش

شمع را دیدم که از اندازه بیرون می‌گریست

خون ز چشم آشنا می‌ریخت در بزم وصال

وای بر بیگانه کآنجا آشنا خون می‌گریست

آه دردآلود را در دل نهفتم شام هجر

آسمان از بس که از بیم شبیخون می‌گریست

دیده خونبار ما بود آنکه در محفل طبیب

هر زمان در حسرت آن لعل میگون می‌گریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹گرچه ما را دسترس بر دامنِ آن ماه نیست
  2. شمارهٔ ۲۰تا به من از ناز ساقی سرگران افتاده است
  3. شمارهٔ ۲۱دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ست
  4. شمارهٔ ۲۲عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
  5. شمارهٔ ۲۳از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است؟
  6. شمارهٔ ۲۴بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیست
  7. شمارهٔ ۲۵سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک است
  8. شمارهٔ ۲۶هر کسی را که چو من دیده خونباری هست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.