پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ست

جُرمی ز من، مگر به تو خاطِرنشان شده‌ست؟

بی‌وعده آمدی که ز شادی شَوَم هَلاک

دل در گمان که یار به من، مهربان شده‌ست

پاک است دامنش ولی از اختلاطِ غیر

حقّ، با دل من است؛ اگر بدگمان شده‌ست

تا بسته، باز، رَخْتِ سَفَر در قفایِ یار

صد کاروانِ اشک ز چشمم، روان شده‌ست

بی‌مهرِ دیگران و نکویان، طبیب را

تَرْسَم گمان کنند که چون دیگران شده‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳از حال ما چه پرسی ای بی‌وفا که چون است؟
  2. شمارهٔ ۲۴بَرگیر مِهْر از آن‌که به کامِ دلِ تو نیست
  3. شمارهٔ ۲۵سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک است
  4. شمارهٔ ۲۶هر کسی را که چو من دیده خونباری هست
  5. شمارهٔ ۲۷کاروان عشق را بانگ درای دیگرست
  6. شمارهٔ ۲۸دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیست
  7. شمارهٔ ۲۹می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست
  8. شمارهٔ ۳۰هر دم بگوشه ای ز خیالت وطن گرفت
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.