پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

می‌رسد یار و دریغا سر و سامانم نیست

تحفه‌ای جز گهر اشک به دامانم نیست

عاشقم عاشق و پروا ز رقیبانم نیست

آتشم آتش و پروا ز مغیلانم نیست

در تماشای بهشتم ز خیال رخ دوست

خارخاری به دل از روضه رضوانم نیست

محمل امشب ز سرشکم خطر از گل دارد

کاروان را خبر از گریه پنهانم نیست

چه عجب گر شرری قسمت دوزخ نشود

کآتشی نیست که از عشق تو در جانم نیست

بس که افسرده مرا هجر تو شب‌های فراق

گوش بر ناله مرغان سحرخوانم نیست

بحر خضرم به نظر موج سرابست طبیب

چون سکندر هوس چشمه حیوانم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱رفتم و برگشتنم دیگر بکوی یار نیست
  2. شمارهٔ ۳۲ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست
  3. شمارهٔ ۳۳چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت
  4. شمارهٔ ۳۴چون رحمتت فزاید بر عذرخواهی ای دوست
  5. شمارهٔ ۳۵کسی راه غمش را سر نبردست
  6. شمارهٔ ۳۶در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست
  7. شمارهٔ ۳۷رفت حسن تو و عشقت بدل من باقیست
  8. شمارهٔ ۳۸چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.