پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

در حلقه خوبان چو تو یک عربده‌جو نیست

افسوس که چون روی تو خوی تو نکو نیست

خم در قدحم ریز که در میکده عشق

سیرابی ما تشنه لبان کار سبو نیست

بی‌بخیه بهم باز نیاید لب زخمی

آن چاک دل ماست که دربند رفو نیست

گویا که غلط کرده ره گلشن کویش

امشب که نسیم سحری غالیه‌بو نیست

آئین وفا کار طبیبست که باشد

او را غم یاران وکسی را غم او نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸چو بگذری به تل عاشقان دکانی هست
  2. شمارهٔ ۳۹زدی بتیغم و از جبهه تو چین برخاست
  3. شمارهٔ ۴۰ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچ
  4. شمارهٔ ۴۱به گلشنی که ز رویت نقاب می‌افتد
  5. شمارهٔ ۴۲از کین گر آن بیدادگر بر سینه‌ام خنجر زند
  6. شمارهٔ ۴۳برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
  7. شمارهٔ ۴۴صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند
  8. شمارهٔ ۴۵ - نواییغمش در نهانخانهٔ دل نشیند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.