پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

صیاد را نگر که چه بیداد می‌کند

نه می‌کشد مرا ونه آزاد می‌کند

بنگر که یار خاطر ما شاد می‌کند

با غیر هم‌نشین و مرا یاد می‌کند

مرغ دلم که این همه فریاد می‌کند

فریاد از تغافل صیاد می‌کند

خوش نغمه بلبلان چمن را چه شد که زاغ

بر شاخ گل نشسته و فریاد می‌کند

بر ما روا مدار ستم بیش از این که دل

تا کی مگر تحمل بیداد می‌کند؟

من ساده‌لوح و دلبر عاشق‌فریبِ من

هردم به وعده‌ای دل من شاد می‌کند

آن بی‌وفا طبیب که ذکرش به خیر باد

دانسته‌ای که هیچ ترا یاد می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد
  2. شمارهٔ ۴۷عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته‌اند
  3. شمارهٔ ۴۸گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
  4. شمارهٔ ۴۹روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
  5. شمارهٔ ۵۰به من از ناز نگاهش نگرید
  6. شمارهٔ ۵۱آنان که برخسار تو چون من نگرانند
  7. شمارهٔ ۵۲دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
  8. شمارهٔ ۵۳از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.