پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسد

که به دادم نرسی تا به لبم جان نرسد

هر چه در عرصه هستی است به پایان برسد

جز شب تیره هجران که به پایان نرسد

نیست یک شب که مرا اشک جهان‌پیما نیست

نیست یک شب که مرا ناله به کیوان نرسد

ای که در طرف چمن گل به گریبان داری

از گلت کاش زیانی به گریبان نرسد

هوس بوسه‌ای از چشمه نوشی دارم

که به جان‌بخشی آن چشمه حیوان نرسد

من که باک از خطرم نیست از آن می‌ترسم

که به ساحل رسدم کشتی و طوفان نرسد

هر که غلتید ازین غمزه به خون، می‌داند

که خدنگی به جگر کاوی مژگان نرسد

رسد این تازه غزل کاش به مشتاق طبیب

وای بر آن سخنی کو به سخندان نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸گله‌ام از تو مپندار که از دل برود
  2. شمارهٔ ۴۹روزی که دور از برم آن خوشخرام شد
  3. شمارهٔ ۵۰به من از ناز نگاهش نگرید
  4. شمارهٔ ۵۱آنان که برخسار تو چون من نگرانند
  5. شمارهٔ ۵۲دو هفته شد که زمن یار سرگران دارد
  6. شمارهٔ ۵۳از خشم و کین نگاه تو کارم بجان رسد
  7. شمارهٔ ۵۴مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند
  8. شمارهٔ ۵۵خط بر رخ یار خوش نباشد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.