پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

خط بر رخ یار خوش نباشد

در گلشن و خار، خوش نباشد

رعناست اگر چه سرو آزاد

پیش قد یار خوش نباشد

تو با دل شاد زی که ما را

جز جان فگار خوش نباشد

هر چند خوشست باده اما

با رنج خمار خوش نباشد

تو با دل خوش نشین که ما را

جز ترک دیار خوش نباشد

زین بیش که میکنی تغافل

از یار به یار خوش نباشد

برغرقه، کران خوشست و مارا

زین بحر کنار خوش نباشد

بی عشق صنم بفتوی ما

از دیر گذار خوش نباشد

سرگشته او کجا و آرام

در چرخ قرار خوش نباشد

آن را که طبیب روز خوش نیست

غیر از شب تار خوش نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷دارم نظری با گل کو روی ترا ماند
  2. شمارهٔ ۵۸از دیده ام فکندی وهنگام آن نبود
  3. شمارهٔ ۵۹آن صبح امیدی که به دوران تو یابند
  4. شمارهٔ ۶۰ساختی خوارم، به عاشق گل‌عذاران این کنند؟
  5. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
  6. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
  7. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
  8. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.