پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

آن صبح امیدی که به دوران تو یابند

صبحی‌ست که از چاک گریبان تو یابند

هجران تو بی‌مصلحتی نیست که عشاق

قدر شب وصل از شب هجران تو یابند

تا عهد وفا با تو ببندند حریفان

ای کاش چُو من ، سستیِ پیمانِ تو یابند

گردی تو گرفتار خود از ذوق اسیری

یابی‌ تو ، اگر آنچه اسیران تو یابند

گیرم ز چه دامان تو، ظلم است که خاری

آویخته بر گوشه دامان تو یابند

ما در چه شماریم که صاحب‌نظران را

مفتون همه از نرگس فتان تو یابند

یک یوسف اگر بود به زندان زلیخا

صد یوسف بی‌جرم به زندان تو یابند

آن زخم که بر دل در فیضی بگشاید

زخمی‌ست که از خنجر پیکان تو یابند

محروم زی ای دل که به دوران فلک نیست

کامی که به اندازه حرمان تو یابند

چون سینه‌ام از خنجر بیداد شکافند

بس بر سر هم ریخته پیکان تو یابند

در هجر طبیب این همه بی‌تابی‌ات از چیست

آن درد نداری تو که درمان تو یابند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱مرا در سینه دل چون نافه تا پرخون نخواهد شد
  2. شمارهٔ ۶۲کجا کسی غم شبهای تار من دارد
  3. شمارهٔ ۶۳جدا از روی تو چشمم چو خون‌فشان گردد
  4. شمارهٔ ۶۴صیقل دیده تر گوشه دامان باشد
  5. شمارهٔ ۶۵هرکه از خون جگر چون لاله ساغر می‌کشد
  6. شمارهٔ ۶۶ترسم که چو جانم زتن زار برآید
  7. شمارهٔ ۶۷گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد
  8. شمارهٔ ۶۸گفتی که با دلت غم هجران چه می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.