پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

گریه نتوانست غم را از دل بیتاب برد

کی تواند کوه را از جای خود سیلاب برد

از غمت ای گوهر نایاب در بحر وجود

سر فرو هر کس به جیب خویش چون گرداب برد

باده عشرت نمی نوشد ز جام آفتاب

هر که از پیمانه دل لذت خوناب برد

می توان برد از ریاضت در حریم وصل راه

رشته در آغوش گوهر ره زپیچ و تاب برد

بی تو در گلشن فغانم بسکه با غم آشناست

شبنم بیدار را در بستر گل خواب برد

دشمنان را دل مگر سوزد بحال من طبیب

روزگار آخر مرا از خاطر احباب برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹گو روزگار هرچه تواند به ما کند
  2. شمارهٔ ۷۰ترک چشمش که قصد جان دارد
  3. شمارهٔ ۷۱مائیم و فراق دیده ای چند
  4. شمارهٔ ۷۲گرنه گل ناله‌ای از مرغ چمن گوش کند
  5. شمارهٔ ۷۳تا قیامت دمد از خاک من خون آلود
  6. شمارهٔ ۷۴آنان که در طلب به پی دل نمی‌رسند
  7. شمارهٔ ۷۵من آن صیدم که از ضعفم نفس بیرون نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۷۶فریاد من به چرخ نه هردم نمی‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.