پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

فریاد من به چرخ نه هردم نمی‌رسد

عیسی‌دمی چه سود به دردم نمی‌رسد

دردم ز کار برد ازین پس ز من مرنج

گر ناله‌ام به گوش تو هردم نمی‌رسد

تا در ره تو خاک شدم مشک ناب را

گر توتیا کنند به گردم نمی‌رسد

هرچند تندسِیر بود سیل نوبهار

اما به اشک بادیه گردم نمی‌رسد

دیدم شکسته رنگی گل‌های این چمن

رنگ گلی به گونه زردم نمی‌رسد

شادم که هست گرچه بسی دردمند عشق

درد کسی طبیب به دردم نمی‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند
  2. شمارهٔ ۷۹در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد
  3. شمارهٔ ۸۰از آن آهم ز دل مشکل برآید
  4. شمارهٔ ۸۱کدام شب که فغانم به آسمان نرسد
  5. شمارهٔ ۸۲زبامی چو بینم که ماهی برآید
  6. شمارهٔ ۸۳مرا کام دل گر ز یاری برآید
  7. شمارهٔ ۸۴می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود
  8. شمارهٔ ۸۵تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.