پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

مرا کام دل گر ز یاری برآید

خوشم، گر پس روزگاری برآید

زهم گر بر آید دو عالم چه پروا

مبادا که یاری ز یاری برآید

بما چند کاوش، حذر کن ز آهی

که از سینه دلفگاری برآید

فکندیم کشتی ببحری و مشکل

کزو پاره ای از کناری برآید

زصحرای عشقت گلست آنچه روید

محالست ازین دشت خاری برآید

طبیب و غم عشق او جای رحمست

چه از صرصری با غباری برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵تا به دلجویی من لعل تو خندان نشود
  2. شمارهٔ ۸۶هرگز به یاد ما زر و گوهر نمی‌رسد
  3. شمارهٔ ۸۷گفتی از جور فراقت چه به من می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۸۸قسمتم کاش به آن کوی کشد دیگر بار
  5. شمارهٔ ۸۹به دل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوش‌تر
  6. شمارهٔ ۹۰قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
  7. شمارهٔ ۹۱ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز
  8. شمارهٔ ۹۲دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.