پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

دل عاشق نمی‌گردد به راحت مهربان هرگز

که بلبل در چمن از گل نبندد آشیان هرگز

به خود چون زخم گل مرهم نگیرد داغ هجرانم

نگردد هیچکس یارب جدا از دوستان هرگز

ز خونریز اسیران نیست پروا چشم مستش را

که رحمی نیست رهزن را به جای کاروان هرگز

طبیب از شوق عشقش شمع‌سان در وقت جان دادن

زبان از حرف عشق او نیارد در دهان هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس
  2. شمارهٔ ۹۵چون ناله ز جور تو ستمگر نکند کس؟
  3. شمارهٔ ۹۶تیغ از میان بقصد من ناتوان مکش
  4. شمارهٔ ۹۷چه دامست این که هر مرغی که می‌گردد گرفتارش
  5. شمارهٔ ۹۸به من آن بی‌وفا یارب که بادا خاطر شادش
  6. شمارهٔ ۹۹سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
  7. شمارهٔ ۱۰۰زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف
  8. شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.