پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

سر منزل سلمی که منم دل نگرانش

از رشگ نخواهم که بیابند نشانش

شوخی که منم زخمی تیری ز کمانش

فتراک ز مرغان حرم گشته گرانش

بودیم بره منتظرش عمری و غافل

بگذشت و دریغا نگرفتیم عنانش

آن چشم که یکبار برویم نگشودی

بینم بچه سان بر رخ غیری نگرانش

آن گوش که یکبار ندادی بفغانم

تا چند توان داد بحرف دگرانش

از عشوه پیداش بیابند حریفان

کن ذوق که یابم ز نظرهای نهانش

مخصوص منش هست نهان لطفی و ایکاش

اغیار ندانند بمن لطف نهانش

در باغ جهان نیست نهالی که نباشد

با نخل برومند تو پیوند نهانش

آواره از آن بادیه ام من که فتادست

چون ریگ روان بر سر هم تشنه لبانش

خوش باش که رفته است طبیب آنقدر ازخویش

کز دل نرسد حرف شکایت بزبانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱نگشاید دلم از وصل به هجران نزدیک
  2. شمارهٔ ۱۰۲سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دل
  3. شمارهٔ ۱۰۳چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانم
  4. شمارهٔ ۱۰۴در دل اگر باشدم غیر وصال توکام
  5. شمارهٔ ۱۰۵مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
  6. شمارهٔ ۱۰۶از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
  7. شمارهٔ ۱۰۷صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
  8. شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.