پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

در دل اگر باشدم غیر وصال توکام

هجر تو بر من حلال وصل تو بر من حرام

مرغ دلم اوفتاد از غم عشقت به بند

آب نداند چه و داند نداند کدام

قلم اگر رای تست سرفکنم خود ز تیغ

صیدم اگر کام تست پای نهم خود بدام

جان و دلش آورم تحفه و باشم خجل

قاصد فرخنده چون از توام آرد پیام

چون تو در آیی بحرف طوطی خوش لهجه کیست

چون تو گزاری سخن مرغ سخنگو کدام

چون نکنی بسملم ایکه کشی بی دریغ

فی المثل افتد ترا صید حرم گر بدام

در سر پرشور من در دل رنجور من

عشق تو دارد محل شوق تو دارد مقام

گشته طبیب حزین از می عشق تو مست

جام الستش پرست تا که گرفتست جام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶از سر زلف نگاری دو سه تاری دارم
  2. شمارهٔ ۱۰۷صبح محشر که من از خواب گران برخیزم
  3. شمارهٔ ۱۰۸چون شکوه از جفای تو بنیاد می‌کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۹رحمی، رحمی که از کنارم
  5. شمارهٔ ۱۱۰ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم
  6. شمارهٔ ۱۱۱ز هجرانت سخن هرشب که با دل در میان دارم
  7. شمارهٔ ۱۱۲بی‌تو خود را بس که از تاب و توان انداختم
  8. شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.