پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

ما غمزدگان چون زدل آهنگ برآریم

صد چشمه خون از جگر سنگ برآریم

مرغان همه در ناله و این طرفه که ما را

رخصت نه که در دام تو آهنگ برآریم

جائی ننشینیم بجز گوشه بامت

گر بال و پری از قفس تنگ برآریم

آگاه توانیم شد از راز دو گیتی

وقتی که سر از بانگ نی و چنگ برآریم

این دلشکنان زآینه خارا نشناسند

ظلمست که ما آینه از زنگ برآریم

بردی تو ستم پیشه دل از ما بصد افسون

تا باز زچنگت بچه نیرنگ برآریم

مرغی بخوش الحانی من نیست درین باغ

بازاغ روا نیست که آهنگ برآریم

دانش چو درین عهد طبیب آفت جانست

زنهار که ما نام بفرهنگ برآریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲بی‌تو خود را بس که از تاب و توان انداختم
  2. شمارهٔ ۱۱۳به صد بلا ز غمت گرچه مبتلا شده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۱۴شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم
  4. شمارهٔ ۱۱۵گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم
  5. شمارهٔ ۱۱۶بهتر آنست که پا از سر بازار کشم
  6. شمارهٔ ۱۱۷جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
  7. شمارهٔ ۱۱۸خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم
  8. شمارهٔ ۱۱۹چه خونها در دل ایام کردیم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.