پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم

که با دل در سخن باشم اگر خاموش بنشینم

زبان انداخت از پا شمع محفل را همان بهتر

چو شاخ گل درین گلشن سراپا گوش بنشینم

مرا نعل است در آتش ز شوق خاکساری‌ها

چو ماه نو اگر با آسمان همدوش بنشینم

طبیب از بزم عشرت سرگران گشتم خوش آن محفل

که نوشم باده از خون دل و خاموش بنشینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷جز این که در فراق تو خاکی بسر کنم
  2. شمارهٔ ۱۱۸خوش آن خلوت که چون آیی به روی غیر در بندم
  3. شمارهٔ ۱۱۹چه خونها در دل ایام کردیم
  4. شمارهٔ ۱۲۰آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم
  5. شمارهٔ ۱۲۱نمودی گاه زلف عنبرین گه خال مشکینم
  6. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  7. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  8. شمارهٔ ۱۲۴خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.