پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

آنکه پیوسته به رویت نگرانست، منم

وانکه حیران تو بیش از دگرانست منم

آنکه از کوی تو ای خانه برانداز امید

بسته رخت سفر و دلنگرانست منم

نقد جان می دهم و جنس وفا می طلبم

آن خریدار متاعی که گرانست منم

میگساران همه از جای، سبک برجستند

آن سیه بخت که در خواب گرانست منم

عاشقان تو همه نام و نشانی دارند

آنکه در کوی تو بینام و نشانست منم

پایه قرب مرا بین که بخلوتگه یار

آنکه او محرم هر راز نهانست منم

با تو پیمان وفا غیر بسی بست و شکست

آنکه در عهده وفای تو همانست منم

رهرو عشق بسی هست طبیبا، لیکن

آنکه در مرحله از گرم روانست، منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲حکایت‌ها که بعد از من تو خواهی گفت با خاکم
  2. شمارهٔ ۱۲۳نیست مهر تو متاعی که به جان بفروشم
  3. شمارهٔ ۱۲۴خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشم
  4. شمارهٔ ۱۲۵به این خوشم که ز دردت به دیده خواب ندارم
  5. شمارهٔ ۱۲۶بس که دیدم سست‌عهدی از تو دل برداشتم
  6. شمارهٔ ۱۲۷غافل مشو از حال من بی‌سروسامان
  7. شمارهٔ ۱۲۸نهانی رازهای دوستداران
  8. شمارهٔ ۱۲۹نگارینا دل پر درد من بین
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.