پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

نهانی رازهای دوستداران

کی می‌گوید به دشمن دوست، یاران؟

مسلمانان غم تنهایی‌ام کُشت

خوش آن یاران خوش آن روزگاران

ندانستم چرا غافل گذشتند

ازین فرخنده‌منزل آن سواران

به منزل رفتگان را آگهی نیست

ز حال پا به گل افتاده یاران

به راحت خفتگان را هیچ غم نیست

ز شب‌های غم شب‌زنده‌داران

سرت گردم چو من نالنده مرغی

درین گلشن نیابی از هزاران

به دیدار تو محتاج آنچنانم

که دهقانان به ابر نوبهاران

طبیب این درد در دل از که داری

که می‌باری سرشک از دیده باران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰هر کرا یاری برای خویشتن
  2. شمارهٔ ۱۳۱دل می برد دل ای هوشمندان
  3. شمارهٔ ۱۳۲زبیدادت ننالد چون دل من؟
  4. شمارهٔ ۱۳۳از سر کوی تو دردا که من دلنگران
  5. شمارهٔ ۱۳۴خفتن نتوان درین گلستان
  6. شمارهٔ ۱۳۵چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
  7. شمارهٔ ۱۳۶جانا در انتظار تو شد روزگار من
  8. شمارهٔ ۱۳۷اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.