پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

هر کرا یاری برای خویشتن

ما و یار بیوفای خویشتن

تا به کی در بزم خاص اغیار را

می‌توان دیدن به جای خویشتن

محفلم را مطربی درکار نیست

بیخودم از ناله های خویشتن

آشیانی دیدم از هم ریخته

یادم آمد از سرای خویشتن

تا زدم در کوی رسوائی قدم

سرمه کردم خاک پای خویشتن

ناصحم گوید که ترک عشق کن

می زند حرفی برای خویشتن

کعبه را سنگ نشان دیدم طبیب

تا شدم خود رهنمای خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲زبیدادت ننالد چون دل من؟
  2. شمارهٔ ۱۳۳از سر کوی تو دردا که من دلنگران
  3. شمارهٔ ۱۳۴خفتن نتوان درین گلستان
  4. شمارهٔ ۱۳۵چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
  5. شمارهٔ ۱۳۶جانا در انتظار تو شد روزگار من
  6. شمارهٔ ۱۳۷اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان
  7. شمارهٔ ۱۳۸از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن
  8. شمارهٔ ۱۳۹بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.