پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

دل می برد دل ای هوشمندان

آن عقد دندان آن لعل خندان

این با که گویم کآخر گرفتند

تسبیحم از کف زناربندان

رحمی که بلبل تا چند بیند

در دست گلچین گلهای خندان

تا چند ماند، کوتاه، دستم

از دامن این بالا بلندان

بی درد آگه نبود زدردم

دردم ندانند جز دردمندان

بس رهنوردان مانده بوادی

رفته به منزل رعنا سمندان

پژمرده شد چون در طرف گلشن

خندان شود گل اما نه چندان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳از سر کوی تو دردا که من دلنگران
  2. شمارهٔ ۱۳۴خفتن نتوان درین گلستان
  3. شمارهٔ ۱۳۵چه خوشست از تو گاهی مژه نیم باز کردن
  4. شمارهٔ ۱۳۶جانا در انتظار تو شد روزگار من
  5. شمارهٔ ۱۳۷اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانان
  6. شمارهٔ ۱۳۸از بَرَت کی من به این الفت جدا خواهم شدن
  7. شمارهٔ ۱۳۹بر من نیندازد نظر، بی اعتباری را ببین
  8. شمارهٔ ۱۴۰شب چو بمیرم بسر کوی تو
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.