پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

شب چو بمیرم بسر کوی تو

زنده شوم صبحدم از بوی تو

می گذری خنده زنان از برم

می نگرم گریه کنان سوی تو

تانگری جان و دل سوخته

بر سر هم ریخته در کوی تو

آمده ام اشگ فشان از دو چشم

آب زنم خاک سر کوی تو

فاخته دیگر نکند یاد سرو

ساخته با قامت دلجوی تو

سوخته از خوی تو جان طبیب

کآتش جانسوز بود خوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲یاد آر ای که فارغ، در محملی نشسته
  2. شمارهٔ ۱۴۳از نفس گرم من عالمی افروخته
  3. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  4. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  5. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  6. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۴۸از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  8. شمارهٔ ۱۴۹از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.