پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

دارم به چمن چه کار، بی تو

نشناسم گل زخار، بی تو

فریاد که خوش فرو گرفته

ما را غم روزگار بی تو

یعقوب صفت جهان روشن

در چشم منست تار بی تو

چون دیده روز نیست چشمم

وقف ره انتظار بی تو

چون شمع سر مزار، گیرم

از بزم طرب کنار بی تو

دارد بلبل هزار افسوس

در هر سر شاخسار بی تو

چون نقش قدم طبیب از ضعف

افتاده به رهگذار بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳از نفس گرم من عالمی افروخته
  2. شمارهٔ ۱۴۴آرد شبیخون چون هجرت ای ماه
  3. شمارهٔ ۱۴۵شدیم پیر و به دل داغ آن جوان مانده
  4. شمارهٔ ۱۴۶ای که بر خاک شهیدان گذر انداخته‌ای
  5. شمارهٔ ۱۴۷از ما نهفته با دگران یار بوده‌ای
  6. شمارهٔ ۱۴۸از ما درین گلستان جویند گر نشانی
  7. شمارهٔ ۱۴۹از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی
  8. شمارهٔ ۱۵۰از می لعل بکف تا دو سه جامی داری
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.