پرش به محتوای اصلی
طبیب اصفهانی طبیب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

از باده عشرت تو و رخسار چو ماهی

وز شرم محبت من و دزدیده نگاهی

عادت بستم کردی و ترسم که مبادا

وقتی ز دل سوخته ای سرزند آهی

گر عشق تو بگداخت تنم را عجبی نیست

با شعله آتش چکند مشت گیاهی

آن بلبل خونین جگرم من که درین باغ

جز بال و پر سوخته ام نیست پناهی

در بادیه عشق بجائی نبری راه

تا در گرو دوری ونزدیکی راهی

دیگر دل پر داغ طبیب از که غمین است؟

کز جوش سرشگم نبود فرصت آهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱به صید جسته از دامی چه خوش می‌گفت صیّادی
  2. شمارهٔ ۱۵۲به ساقی گفت در میخانه مستی
  3. شمارهٔ ۱۵۳ببخشا ای که میر کاروانی
  4. شمارهٔ ۱۵۴تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی
  5. شمارهٔ ۱۵۵چو باشد مایل بیداد شاهی
  6. شمارهٔ ۱۵۶چنین که با غم گرفته‌ام خو مخوان به بزمم به میگساری
  7. شمارهٔ ۱۵۷حیف از تو که ارباب سخن را نشناسی
  8. شمارهٔ ۱۵۸دلی دارم که دارد اضطرابی
همه‌ی غزلیات ←

طبیب اصفهانی درباره‌ی طبیب اصفهانی

عبدالباقی طبیب اصفهانی (درگذشته ۱۱۶۸ یا ۱۱۷۱ هجری قمری) از شعرای سبک بازگشت ایران، حکیم‌باشی نادر شاه افشار، کلانتر اصفهان، فرزند میرزا محمد رحیم طبیب اصفهانی حکیم‌باشی شاه سلطان حسین صفوی و از اعضای خاندان حکیم سلمان بود. طبیب اصفهانی از سادات موسوی اصفهان بود. نیاکانش در روزگار شاه عباس اول صفوی از جهرم به اصفهان کو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.